محمد بن أحمد الفاسي المكي ( مترجم : محمد مقدس )

39

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى )

ابن ابىطالب [ عليه السلام ] شنيدم كه گفت : فرزندان ذكور اسماعيل دوازده تن هستند و مادرشان دختر حارث بن مضاض بن عمرو جُرهُمى است . بزرگترين فرزند اسماعيل نابت و پس از آن عبارتند از قيدر ، ذيل ، منشا ، مسمع ، دومها ، ناس ، ادد ، صيبا ، مصور ، تيش و قيدم . و اسماعيل يك‌صد و سى سال عمر كرد و خداوند از نسل نابت و قيدار ، عرب را به وجود آورد و در نواحى مختلف پراكنده ساخت . از آنچه گفتيم ، روشن شد كه در مورد نام فرزندان اسماعيل ، اختلاف است . از جمله اين كه « منشا » به‌جاى « منشى » و « مسماع » به‌جاى « مسمع » و « دوما » به‌جاى « دما » و « تيمن » به‌جاى طيما و « فيعش » به‌جاى تيش آمده است . به نظر مىرسد اين اختلاف‌ها ، از دخل و تصرف ناقلان به‌هنگام نقل از كتاب‌هاى مربوط سرچشمه گرفته است . اما در مورد نام‌هايى كه در كتب سيره وجود دارد ، در برخى از نسخه‌ها ، شكل آنها درست ضبط شده و نام‌هايى را كه آوردم ، از روى نسخه‌هايى مورد اعتماد سيره نقل شده است . سُهيلى به ضبط برخى از آنها پرداخته و معناى برخى را نيز روشن ساخته و جاهايى را كه همنام آنهاست يادآور شده است . و در اينجا سخنانِ سهيلى را نقل مىكنيم : در مورد فرزندان اسماعيل آمده است : ظيما - كه دار قطنى آن را با ظاء و ميم قيد كرده و گويا از ظيماء گرفته شده و ظما به معناى كسى است كه داراى لبهاى سبزه‌گون است - و دِمّا هم آمده و در آثار « بكرى » ديده‌ام كه « دومةالجندل » را به دوما فرزند اسماعيل شناخته‌اند و گويا او در آنجا اقامت گزيده بود و چه‌بسا دمّا تغيير يافتهء همين نام است و يادآور شده كه « طور » را به نام قطور بن اسماعيل ناميده‌اند كه اگر اين سخن درست باشد ، ممكن است ياء آن حذف شده باشد . و اما آنچه مفسران دربارهء طور مىگويند ، اين است كه « طور » كوهى است كه در آن گياهى روييده باشد و اگر در كوهى ، گياه و درختى نروييده باشد آن را طور نمىگويند . و اما نام قيدر را به « صاحب شتر » معنى مىكنند ؛ چرا كه او صاحب اشتران اسماعيل بوده است . « 1 »

--> ( 1 ) . الروض الأُنُف ، ج 1 ، ص 15